ابن سینا و سهروردی هر کدام در آثار مختلف خویش، درباره وضعیت نفوس انسانی پس از مرگ از حیث سعادت و شقاوت به بحث و فحص پرداخته اند. در مجموع نحوه مواجهه ابن سینا با این مسأله را از جهت صوری می توان در دو مدل عرضه کرد. او در برخی آثارش بدون ارائه طبقه بندی منظمی درباره این مسأله بحث کرده و در برخی آثارش طبقه بندی منظمی ارائه داده است. او در المبدأوالمعاد طبقه بندی سه گانه و در رساله «فی السعاده» طبقه بندی چهارگانه و در الاشارات والتنبیهات طبقه بندی پنج گانه ای از وضعیت این نفوس ارائه داده است.
سهروردی نیز در برخی آثارش بدون ارائه طبقه بندی منظم به بحث درباره این مسأله پرداخته و در برخی دیگر از آثارش طبقه بندی دوگانه، برخی طبقه بندی سه گانه و بعضی تقسیم چهارگانه و پاره ای دیگر طبقه بندی پنج گانه و در نهایت طبقه بندی شش گانه ای ارائه داده است.
با تحلیل دیدگاه این دو حکیم درمی یابیم که از برخی جهات همچون اصول و مبانی، ارائه نظریه با مدل صوری واحد و توجه به سعادت عقلی، میان این دو حکیم تشابه وجود دارد. برعکس از جهات ذیل میان دو حکیم تمایز وجود دارد:
- تأکید پررنگ تر ابن سینا بر سعادت عقلی
- به رسمیت شناختن سعادت حسی از سوی ابن سینا
- طرح مسأله تعلق نفوس به اجرام فلکی به صورت صریح از سوی شیخ اشراق
- تمایز روش شناختی دو حکیم در حل مسأله
دکتر عین الله خادمی سایت شخصی دکتر عین الله خادمی