خانه / بایگانی / جایگاه قاعده علیت در هستی شناسی عرفانی

جایگاه قاعده علیت در هستی شناسی عرفانی

قاعده علیت، به عنوان یک اصل مسلم عقلی و به عنوان یک قانون بدیهی و ضروری از سوی قاطبه فلاسفه اسلامی پذیرفته شده است. در مورد اصل این قاعده هیچ واکنش انکار گرایانه‌ای از سوی فلاسفه اسلامی صورت نگرفته است. در میان قواعد متعدد و کثیر فلسفی که توسط فلاسفه اسلامی ابداع یا مورد قبول واقع شده است، شاید هیچ قاعده فلسفی به اندازه قانون علیت، در شکل گیری و ساختار جهان‌نگری فلاسفه اسلامی تأثیر نداشته است. اما در جهان از سوی برخی از اندیشمندان بزرگ در حوزه‌های غیرفلسفی، واکنش‌های انکارگرایانه‌ای نسبت به این قانون فلسفی صورت گرفته است. مهمترین این واکنش‌ها از سوی دو حوزه «عرفان و کلام اسلامی» می‌باشد. از طرف دیگر، اندیشمندان سترگی درصدد تقریب این جریانات فکری به ظاهر ناهمساز برآمده‌اندو برای کامیابی در این تقریب، در تهذیب، پالایش و پیرایش بعضی از باورهای ناهمخوان این حوزه‌های ناهمساز کوشیده‌اند. در این مقال، در پی تجزیه و تحلیل علل و عوامل عدم پذیرش قانون علیت، از سوی سالکان طریقت عرفانی در جهان اسلام و سپس بررسی تلاش‌هایی که برای تقریب دو حوزه «عرفان و فلسفه» صورت گرفته، می‌باشیم.