متکلمان مسلمان در برابر قاعده¬ی «الواحد لایصدر عنه الا الواحد»، به دو دسته تقسیم شدند. برخی که دارای گرایش¬های فلسفی قوی¬تر بودند، از این قاعده و یکی از نظریه¬های نظام فیض دفاع کردند؛ برای نمونه خواجه نصیرالدین طوسی فیض را با زبان ریاضی و به صورت نمادین تقریر کرده است. اما اکثریت متکلمان مسلمان با قاعده¬ی الواحد و نظریه¬های ارائه شده درباره¬ی نظام فیض به مخالفت پرداختند. مخالفت گروه اخیر از دو حیث روان¬شناختی – نظریه¬های ارائه شده درباره¬ی نظام فیض نافی قدرت مطلقه و اختیار الهی هستند – و منطقی – تحلیل حکمای مشائی درباره¬ی اعتبارات مختلف در عقل اول و نقش آنها در پیدایش کثرت نادرست است – قابل بررسی است.
کلید واژه¬ها: نظام فیض، قاعده¬ی الواحد، حیثیات عقل اول، متکلمان.
دکتر عین الله خادمی سایت شخصی دکتر عین الله خادمی